ویل دورانت در جلد اول «تاریخ تمدن» چه میگوید؟

دورانت استدلال میکند که تمدنها زمانی سقوط میکنند که انعطافپذیری خود را از دست بدهند، فساد در ساختار قدرت نفوذ کند، و ارتباط میان حاکمان و مردم تضعیف شود. او همچنین مینویسد که مردم اولیه برای نظم اجتماعی، نیازمند مجموعهای از باورهای اخلاقی بودند که در قالب دین ارائه میشد. این باورها باعث میشد مردم از رفتارهای مخرب بازایستند و همکاری را یاد بگیرند.
عصر ایران؛ نورا جمالی – مجموعهکتاب «تاریخ تمدن» اثر ویل دورانت و همسرش آریل، یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخنگاری قرن بیستم به شمار میرود. این مجموعۀ ۱۱ جلدی، تلاش دارد تصویری کلان و پیوسته از تمدن بشری ارائه دهد؛ از پیدایش جوامع نخستین، تا اروپا و جهان معاصر در نیمه قرن بیستم. اما نکتهی مهم این است که دورانت، برخلاف تاریخهای مرسوم، فقط به ثبت وقایع و جنگها نمیپردازد. او تمدن را به عنوان فرایندی زنده و انسانی میبیند که در آن قدرت، دین، اخلاق، هنر و علم با یکدیگر در هم تنیدهاند.
در این مجموعه، هر جلد به نوعی یک دنیای مستقل اما مرتبط با بقیه جلدها است: از تمدنهای باستانی مصر و بینالنهرین، تا فلسفه و هنر یونان، قوانین و قدرت روم، شکوفایی آسیا، دوران میانه در اروپا، رنسانس، اکتشافات و استعمار، انقلابهای صنعتی و سیاسی، و در نهایت تمدن معاصر با همهی پیچیدگیها و تضادهایش. هدف دورانت نه صرفاً روایت گذشته، بلکه تحلیل علل و پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی تمدنها است و بررسی چگونگی رشد، اوج و سقوط آنها.
خوانندۀ این مجموعه، بدون شک با تصویری پیچیده و عمیق از تاریخ بشر و تمدنها مواجه میشود؛ تصویری که پیوند میان علم، هنر، اخلاق و سیاست را آشکار میکند و درسهایی اخلاقی و فلسفی برای امروز ما دارد.عصرایران