۱۴۰۵/۰۵/۱۷
آیا در 2026، جهان به عصر تصرف سرزمین‌ها بازمی‌گردد؟

این یادداشت از فرید زکریا استدلال می‌کند که پرونده اوکراین در سال ۲۰۲۶ به نقطه‌ای سرنوشت‌ساز رسیده است. فشار دولت ترامپ بر کی‌یف برای پذیرش صلحی زمان‌دار، نه‌تنها روسیه را بازنمی‌دارد بلکه به کرملین چراغ سبز می‌دهد. تضمین‌های امنیتی محدود، سرمایه‌گذاری و بازسازی را ناممکن می‌کند و تنها آتش‌بس می‌آفریند نه صلح پایدار. سرنوشت اوکراین آزمون بازدارندگی، اعتبار ائتلاف‌های غربی و آینده نظم بین‌المللی است.

فرید زکریافرید زکریا، مجری شبکه سی.ان.ان و ستون نویس روزنامه واشنگتن پست

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، ماه ژانویه معمولاً فصل راه افتادن موجی از پیش‌بینی‌هاست؛ از این‌که آیا اقتصاد آمریکا به رکود می‌افتد تا این‌که آیا بازار سهام بالاخره فرو می‌ریزد یا نه. اما سال ۲۰۲۶، برخلاف بسیاری از سال‌های گذشته، با سطحی بالاتر از حد معمولِ ابهام‌های واقعی روبه‌روست. در میان انبوه این پرسش‌ها، یک پرونده احتمالاً همین امسال به نقطه تعیین‌کننده می‌رسد و آن مسئله اوکراین می باشد. این‌که تحولات اوکراین به کدام سمت برود، می‌تواند فراتر از تغییرات آرام و تدریجی عمل کند؛ یعنی نه با جابه‌جایی‌های کوچک و قابل‌هضم، بلکه با تکانی شدید و بنیادی مسیر رخدادها را عوض کند و در نتیجه، کل نظم بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد.

صلحِ باج‌خواهانه؛ فشار بر کی‌یف، چراغ سبز به کرملین

فضا تیره و نگران‌کننده شده است. از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری، دولت ترامپ با یک نقشه ساده هرچند غیراخلاقی  ـ پیش رفته است: اوکراین را زیر فشار بگذارد تا امتیاز بدهد، این امتیازها را با برچسب «واقع‌گراییِ لازم برای صلح» بسته‌بندی کند و سپس آن‌ها را به ولادیمیر پوتین عرضه کند؛ با این امید که کرملین سرانجام با یک توافق کنار بیاید. اما وقتی پوتین برای دیدار با دونالد ترامپ به آلاسکا رسید، به‌جای رضایت، مطالبات تازه‌ای روی میز گذاشت؛ حتی پا را فراتر گذاشت و قلمرو بیشتری، بیرون از مناطقِ از پیش تصرف‌شده، طلب کرد. همان‌طور که چرچیل گفته بود: «اشتها با خوردن بیشتر می‌شود.»

در آن مقطع، ترامپ می‌توانست مسیر را تغییر دهد و به‌جای اوکراین، روسیه را زیر فشار بگذارد. اما بنا بر گزارش نیویورک‌تایمز، دولت او دقیقاً مسیر معکوس را انتخاب کرد و فشارها را علیه کی‌یف تشدید کرد: از ارسال سلاح و ارائه اطلاعات خودداری شد، در تحویل همان کمک‌هایی هم که قرار بود برسد عمداً تعلل صورت گرفت و اوکراین پیوسته در وضعیت بلاتکلیفی و اضطراب نگه داشته شد که آیا آمریکا واقعاً پشت آن می‌ایستد یا نه. این وضعیت به جایی رسیده است که گاهی چنین برداشتی شکل می‌گیرد: دولت ترامپ ترجیح می‌دهد اوکراین شکست بخورد تا خودش از این جنگ پیچیده خلاص شود.

هشدار به سرمایه؛ اوکراین روی لبهٔ تقویم

در اواخر دسامبر، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، اعلام کرد که ایالات متحده در چارچوب یک طرح صلح، پیشنهاد «تضمین‌های امنیتی ۱۵ساله» را مطرح کرده است. اما زلنسکی به‌دنبال تعهدی به‌مراتب بلندمدت‌تر بود؛ تعهدی که بتواند روسیه را واقعاً بازدارَد. هرچند «۱۵ سال» روی کاغذ و در قالب یک گزارش توجیهی ممکن است تضمینی جدی و قابل‌اعتنا به نظر برسد، در میدان واقعیت این عدد به‌شکلی نگران‌کننده به مرز بی‌معنایی نزدیک می‌شود. تضمینی که زمان‌دار باشد، عملاً تاریخ انقضای خودش را با صدای بلند اعلام می‌کند.

چنین تعهدی پیام روشنی به مسکو می‌فرستد: کافی است کمی صبر کنید، نیروهایتان را بازسازی کنید و وقتی ساعت به پایان رسید، دوباره برگردید. هم‌زمان، به هر سرمایه‌گذار، بیمه‌گر و هیئت‌مدیره‌ای در جهان هم علامت هشدار می‌دهد که هر تعهد بلندمدت در اوکراین، قماری است که علیه تقویم بسته می‌شود. چه کسی حاضر است تأمین مالیِ یک نیروگاه، یک کریدور ریلی، یک واحد نیمه‌هادی، یا حتی بازسازی آرام، تدریجی و صبورانهٔ یک اقتصاد ملی را بپذیرد، وقتی امنیت یک کشور  به‌صورت قراردادی فقط تا یک تاریخ مشخص تضمین شده است؟

به همین دلیل است که صلح‌های واقعی و جدی بر پایهٔ یک معماری پایدار بنا می‌شوند، نه بر وعده‌هایی که تاریخ مصرف دارند. میان «آتش‌بس» و «توافق صلح» شکافی عمیق و تعیین‌کننده وجود دارد. آتش‌بس به‌معنای متوقف شدن جنگ است؛ گاهی ضرورتی فوری دارد و حتی می‌تواند جان‌ها را نجات دهد، اما در ذات خود پدیده‌ای گذرا و موقتی است. در مقابل، توافق صلح یعنی برپا کردن یک نظم تازه؛ نظمی که بر بازدارندگیِ معتبر، حمایت سیاسیِ پایدار و چارچوبی منسجم استوار باشد؛ چارچوبی که هم انگیزه و هم توانِ بازگشت به جنگ را به‌طور معنادار کاهش دهد.

امنیتِ بلندمدت؛ شرطِ بازسازی و سرمایه‌گذاری

جنگ اوکراین از آن رو آزمونی سرنوشت‌ساز است که نمی‌توان آن را صرفاً به یک مناقشهٔ مرزی تقلیل داد. این جنگ، در عمل، شبیه یک همه‌پرسی است دربارهٔ این پرسش که آیا «فتح سرزمینیِ آشکار و بی‌پرده» دوباره به ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم بازگشته است یا نه.  اگر در نقطهٔ مقابل، اوکراین در سال ۲۰۲۶ با توافقی از دلِ جنگ بیرون بیاید که واقعاً قابلیت دفاع داشته باشد؛ توافقی که به‌جای دعوت به دور بعدیِ نبرد، راه آن را ببندد و امنیتی بلندمدت و جدی فراهم کند تا مسیر بازسازی و سرمایه‌گذاری گشوده شود آن‌وقت غرب خواهد توانست نشان دهد که بازدارندگی هنوز شدنی است، ائتلاف‌ها همچنان معنا و کارکرد دارند و قدرت‌های یاغی نمی‌توانند صرفاً با کش‌دادن زمان، دامنهٔ توجه دموکراسی‌ها را فرسوده و تحلیل ببرند.

در چنین حالتی، اوکراین به روایت بزرگ سال ۲۰۲۶ تبدیل خواهد شد. این پرونده به ما خواهد گفت آیا ائتلاف غربی که طی حدود ۸۰ سال گذشته تا حد زیادی ثبات بین‌المللی را حفظ کرده است می‌تواند خود را با ورود به قرنی خشن‌تر تطبیق دهد یا این‌که ما در برابر چشمان‌مان شاهد ازهم‌گسیختنِ یک آرایش تاریخی هستیم. تراژدی در این است که انتخاب میان صلح و جنگ نیست؛ بلکه میان صلحی است که از جنگ بعدی جلوگیری می‌کند و صلحی که زمان آن را از پیش برنامه‌ریزی می‌کند.

کد خبر : 2521
محتوا کپی شد!
شریک تجاری مطمئن شما در مسیر رشد
10 شهر برتر جهان برای دوست داران معماری
10 شهر برتر از لحاظ تکنولوژی و مدرن
۶ مهارت شهرداران شهرهای برتر
زیباترین شهرداری‌های آلمان
بهترین و موفق ترین شهرداری های جهان
طرز تهیه متفاوت‌ترین و ساده‌ترین ساندویچ مرغ دنیا
دسر هلو؛ دسر تابستانی سه‌سوته و خوشمزه
تصمیم آموزش و پرورش درباره امتحانات نهایی دانش‌آموزان
تصمیم آموزش و پرورش درباره امتحانات نهایی دانش‌آموزان
برترین فیلم‌های نیمه اول سال ۲۰۲۶
جزئیات پرداخت خسارت به مشترکان برق
مالیات طلا ۱۴۰۵ چقدر است؛ تفاوت مالیات و اجرت در فاکتور
مهم‌ترین پیامد حملات سایبری به بانک‌ها‌
چرا هوش مصنوعی منجی اقتصادهای سالخورده نخواهد بود؟
شبیخون به نظام سرمایه‌داری
خاورمیانه در عصر جی-صفر؛ آیا همگرایی منطقه‌ای بدون دموکراسی ممکن است؟
بزرگترین اقتصادهای آینده جهان کدامند؟
۲ بمب ساعتی بیت‌کوین را تهدید می‌کنند
رقیب جدید طلا و نقره برای سرمایه‌گذاری در ایران
پیش‌بینی قیمت مسکن تا پایان تابستان ۱۴۰۵
سود هر سهم «نفت سپاهان» ۳ برابر شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *